آثار الباقية في شرح الحاشية - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٨٦ - وجه تسميه سور
اكنون مىگوئيم قضيّه محصوره بر دو قسم است :
١- كليّه : و آن قضيهاى است كه حكم بر تمام افراد موضوع حمل شود .
٢- جزئيه : و آن قضيّهاى است كه حكم بر بعضى از افراد حمل گردد .
و هركدام از ايندو يا موجبه بوده و يا سالبه .
بنابراين اقسام قضيّه محصوره چهار است كه از آنها اصطلاحا به محصورات اربعه تعبير مىكنند .
سور و معناى آن
در قضيّه محصوره بناچار بايد كلمهاى باشد كه بواسطهاش بيان كنند آيا حكم بر تمام افراد حمل شده يا بر بعضى، اينكلمه را اصطلاحا سور قضيّه نامند .
وجه تسميه سور
در وجه تسميه اينكلمه بنام سور چنين گفتهاند :
سور عبارتست از امرى كه نسبت به امر ديگر محيط باشد چنانچه سابق بدور شهرها ديوار مىكشيدند بطوريكه تمام شهر در داخل آن ديوار مدوّر يا چهارگوش واقع ميشد و بآن سور بلد مىگفتند پس همانطوريكه سور بلد و ديوار نامبرده بر شهر و سكنه آن احاطه دارد عينا كلمه ياد شده بر افراد موضوع محيط است .
حاشيه : فسور الموجبة الكليّة هو « كلّ » و « لام الاستغراق » و ما يفيد معناها من اىّ لغة كانت .
و سور الموجبة الجزئيّة هو « بعض » و « واحد » و ما يفيد مؤدّاهما .
و سور السالبة الكليّة « لاشى » و « لا واحد » و نظائرهما .
آثار الباقية في شرح الحاشية، ص